خطر در کارگاه های ساختمانی

خطر در کارگاه های ساختمانی

از حفر چاه گرفته تا گود برداری خطر دفن کارگران در زیر خاک ناشی از ریزش همواره وجود دارد . طی هفده سال کار ساختمانی و تجربه تمامی سمتهایی که یک مهندس عمران می تواند داشته باشد از ناظر مقیم تا سرپرست کارگاه از کارفرما تا مشاور و پیمانکار آنچه همیشه تکرار شده است دیدن لحظاتی بوده است که مدیران چشم بر خطر ها بسته اند و کارگرانی با امید بستن به مبلغی اندک اضافه بر دستمزدهای جاری مسئولیت خطر مرگ را برعهده گرفته اند و کارهای نشدنی را به انجام رسانده اند

در تمامی همه این تکرار ها آنچه مسبب اصلی بوده است بحث هزینه هایی بوده است که اگر قرار بر ایمن سازی کامل بوده است می بایستی هزینه می شده است که نشده !

اجرای یک سازه ایمن برای گود برداری همواره در چشم سازندگان رقمی بسیار بالایی بوده است شاید به این جهت که این مبلغ در مسیر اجرای ساختمانی هزینه ای بی بازگشت محسوب می شود اجرای نیلینگ با آن هزینه گزاف هزینه ای است که از چشم خریداران مغفول می ماند اما سنگ نمای چند ده هزار تومانی بازگشت هزینه ها دیگر را هم حتی ضمانت می کند

نمی دانم چگونه می توانم احساس بدی که از دیدن انجام کارهای با ریسک بالا به من دست می دهد را توصیف کنم خصوصا که این کار را به نحوی چه مستقیم یا غیر مستقیم به خود مربوط بدانم اما گاهی هرچقدر که شما قدرت اجرایی بالایی داشته باشید باز هم روزگار از شما توانمند تر جلوه می کند یادم می آید زمانی که سرپرست دستگاه نظارت پروژه شماره دو ایرانسل را در تهران بر عهده داشتم برای گروه نصب دکل هشتاد و دو متری الزام استفاده از کمربند را وضع کرده بودم چندین بار پیمانکار نصاب با من جلسه گذاشت که ما نمی توانیم با وجود کمربند در ارتفاع کار کنیم و خطر سقوط برای ما که عادت به کار بدون کمربند کرده ایم بسیار بالاست اما من زیر بار نرفتم تا آنکه دست یکی از نصاب ها در ارتفاع بر اثر حادثه شکست کار به نحوی گره خورد که نصابها از ادامه کار سر باز زدند مگر اینکه استفاده از کمربند اجباری نباشد بلکه اختیاری باشد

آن دکل بدون هیچ حادثه ای به انجام رسید و من به چشم خود دیدم که تغییر ذائقه و عاداتی که سالیان سال در رگهای ما جاری است به دستور و اجبار ممکن نیست

۲ اسفند، ۱۳۸۸ |