وقتی مدیران بحران غافلگیر می شوند

وقتی مدیران بحران غافلگیر می شوند

بنام خدا

بحران را نتیجه یک حادثه می دانند وقتی که نتوان تبعات آن را مدیریت نمود. فرو افتادن یک هواپیما همیشه یک بحران هوایی نیست گاهی یک هواپیمای سم پاش بر روی یک مزرعه گندم فرو می افتد که در این حالت  این حادثه را یک بحران تلقی نمی کنیم اما هنگامی که یک هواپیمای مسافربری در یک منطقه مسکونی فرو می افتد قطعا ما با یک حادثه منتهی به بحران روبرو هستیم .

بروز یک توفان هم می تواند تنها یک حادثه باشد نه یک بحران حتی اگر در یک ابرشهر روی دهد به شرطی که این حادثه با اطلاع رسانی به موقع و آموزشهای لازم قبلی برای رویارویی با چنین حوادثی در یک شهر روی دهد که در اینصورت است که می توان از تبدیل شدن این حادثه به یک بحران جلوگیری نمود اما هنگامی که نه تنها مردم ما اموزشی برای زمان بروز یک توفان ندیده اند بلکه مدیران بحران خود از وقوع حادثه غافلگیر می شوند ما با یک بحران چند وجهی روبرو هستیم

از یک سو حادثه توفان خسارات جانی و مالی را به جامعه ما تحمیل می کند از سوی دیگر اعتماد به مدیریت بحران برای مهار حوادث غیر مترقبه نزد عامه مردم  آسیب می بیند که به مراتب خسارت ان از خود توفان بیشتر است

هنگامی که عامه مردم به این نتیجه برسند که مدیریت بحران شهر و کشورشان قادر به حمایت انها در برابر حوادث نیست و خود نیز همچون عامه مردم دستخوش غافلگیری و دستپاچگی می گردد به جای اعتماد به مدیریت بحران کشور و شهر خود دل به کسب اطلاع از منابع خبری خارجی داده که متاسفانه  این امر موجب تحت تاثیر قرار گرفتن ایشان از تبلیغات سوء این خبرگزاری ها در خصوص ضعف و عدم کارایی مدیران بحران می گردد.

یادمان باشد که اولین گام در مدیریت سوانح جلب اعتماد عمومی و همکاری متقابل دولتمردان و مردم است

مهندس علیرضا سعیدی

مدرس مدیریت بحران

۱۴ خرداد، ۱۳۹۳ |