گزارشی را برای دوستانی که در زمینه امداد و نجات کار پژوهشی می کنند انتخاب نموده ایم که به مصاحبه با جناب بیات معاونت عملیات آتش نشانی اختصاص دارد ! جناب مهندس بیات ضمن شرح عملیات انجام شده در خصوص قطع عضو اجساد نیز توضیحاتی داده اند که جای تامل و توجه بسیار دارد .
پزشکي قانوني در گفتوگو با ما اظهار داشت که در هنگام تحويل اجساد، بعضي از آنها موقع عمليات آواربرداري دچار قطع عضو شده بودند؛ كليه عمليات اعم از عمليات مربوط به اطفاي حريق و امداد و نجات و همچنين نظارت بر هماهنگي نيروهاي گوناگون عملياتي بر عهده معاونت عمليات است. خبرنگار شهروند امروز از محمد بيات، معاون عمليات سازمان آتش نشاني تهران در مورد ادعاي بستگان و شاهدان عيني ماجرا در خصوص نحوه امداد رساني و خارج کردن اجساد از زير آوار سؤالاتي پرسيده است.
بيات معتقد است حادثه سقوط ساختمان هفت طبقه در کل کشور، بي سابقه بوده و حتي در زمان جنگ و بمباران هم چنين حادثهاي اتفاق نيفتاده است. او نه تنها عملياتي که انجام شده را ضعيف نميداند، بلکه آن را از افتخارات آتش نشاني توصيف ميکند.
نيروهاي شما در چه فاصله زماني به محل حادثه رسيدند؟
نخستين ايستگاه ما، ايستگاه 25 که سر بلوار خوردين قرار دارد، پس از سه دقيقه به محل ميرسد. ساعت حرکت 8و 43 دقيقه و 50 ثانيه، ساعت رسيدن 8 و 47 دقيقه و 30 ثانيه بوده است.
شاهدان ماجرا گفتهاند که آتش نشاني با لودر و بيل مکانيکي اجساد را از زير آوار خارج ميکرده، به همين دليل برخي از اين اجساد در حين بيرون آوردن از زير آوار دچار قطع عضو شدهاند. اين موضوع درست است؟
نه؛ ما چنين چيزي نديديم.
يعني هيچ کدام از اين اجساد قطع عضو نشدند؟
ببينيد من که چيزي نديدم به اين شکل، به هر حال هفده تا بودهاند، من چهارتايش را ديدم، ولي قطع عضو کسي به من گزارش نداده است.
نحوه تحويل به پزشکي قانوني به چه شکلي بوده؟
پزشکي قانوني در آنجا حضور داشته، آمبولانسش آنجا بوده، در کاور ميگذارند و تحويل پزشکي قانوني ميدهند.
به سؤال قبل برگرديم، به ما گفتند برخي از اجساد حين خارج کردن از زير آوار دچار قطع عضو شده بودند.
ببينيد جنازه که زير آوار سنگين ميماند، اين آوار به اين شدت خيلي از آنها را له کرده بود. مردم شايد اينطور ديدند، اين را گفتند، وگرنه هيچ کدام از جنازهها که سالم نبوده. خصوصا آوار سنگين کتابي خيلي از اينها را له کرده بود و اعضاي بدنشان را بيرون ريخته بود. اين است که جنازهها که سالم نبودند.
روند خارج کردن اجساد در اين حوادث به چه شکلي پيش رفت؟
ما کار عملياتيمان با استفاده از سگ و دستگاه هاي زنده ياب و انسان انجام شد. مرحله نخست، خالي کردن نخاله ها و ضايعات مثل در و پنجره ها و.. بود. در بخشي که آوار نداشت، با وسايل سنگين نخاله ها را از محل دور کردند. به خاطر اينکه اين ساختمان بوتون آرمه بود، از وسايلي مثل جراثقال براي برداشتن آوار در سطح بالا به تدريج استفاده شد.
در بعضي از بخش ها به تدريج بيل مکانيکي وارد شد، منتها زير نظر مستقيم امدادگران، که از بالا به تدريج آرام آرام ميشکافت و ساختمان را آهسته آهسته خرد ميکرد و بعد توسط دستگاه برش ميلگردها برش داده ميشد. در همين زمان هم دايما دستگاه هاي زنده ياب و سگ و.. در حال جستجو بودند.
کل عمليات چند ساعت طول کشيد؟
کل عمليات حدود چهل ساعت طول کشيد.
به نظرتان براي اين مورد چهل ساعت زمان مناسبي بوده؟
اين اگر قرار بود با وسايل عادي و امکانات معمولي و بدون کمک به همديگر انجام شود، شايد چندين روز طول ميکشيد. شما بگوييد اين چهل ساعت به نظر شما کم است يا زياد؟
به نظر من اين زمان طولاني بوده.
من نميخواهم بگوييم آوار است. من ميخواهم بگويم اين ساختمان اصلا کسي هم زيرش نيست، ميخواهيم اين ساختمان را برداريم. يعني شما هيچ احتياطي هم به کار نميبريد که مثلا بگوييد کسي زنده هست يا نه. با اين حال نميتوانيد به چهل ساعت کار اينجا را پاكسازي کنيد. چون آنجا حتي بيل مکانيکي و لودر هم کاربري ندارد. به خاطر آن سطح مقطع سه سانتي که آنجا هست.
تمام آن ميلگردها بايد بريده ميشد؛ يعني يک ميلگرد از طبقه ششم تا پايين بايد چندين بار بريده ميشد. اينجا هزار ميلگرد هم بيشتر بود. يعني شش هزار تا بايد برش ميخورد.
با اين تفاسير، حتما اين زمان زمان مناسبي بوده، اما من به اين فکر ميکنم که اگر حادثهاي در سطح وسيعتري، مثل زلزله اتفاق بيفتد، قاعدتا امدادرساني بايد سالها ادامه پيدا کند؟
نميشود اين بحث را بگوييد که مثلا اينجا دو متر است يا پانزده کيلومتر. شايد يک ساختمان پانزده طبقه هم باشد ولي خيلي راحتتر از اين آواربرداري شود. مثلا اگر يک ساختمان آجر و تيرآهن باشد، خيلي راحتتر ميشود اين کار را انجام داد. مثلا در بم چون ساختمانها گلي بودند، خيلي راحت عمليات انجام ميشد.
من حدود سي سال سابقه آتشنشاني دارم. من در جبهه و جنگ بودم، موقع بمبارانهاي صدام در تهران بودم، در زلزله منجيل و بم بودهام، تا به حال تخريب هيچ ساختماني را مثل اين شاهد نبودم. آوار به اين سنگيني نديدم.
اين ساختمان چه تفاوتي با ديگر ساختمانها داشت؟
يعني ميخواهم بگويم، اين منحصر به فرد بود از نوع سازه بتون آرمه. اينکه هفت طبقه روي هم تخريب شود.
ببينيد شايد شما از نظر کارشناسي بگوييد، اما مخاطبان ما شايد متوجه نکات کارشناسي نباشند. چه فرقي دارد؛ بيشتر ساختمانهايي که الان ساخته ميشوند، چند طبقه و بتون آرمه هستند.
طبقهاي حدود سيصد تن وزن داشته، ساختمانهاي ديگر کلش شايد سيصد تن بار نداشته؛ يعني يک آوار سنگيني بوده. تا به حال من در ايران حتي در شهرستانها هم نديدم يک چنين آوار سنگيني وجود داشته باشد.
عموما آتش نشاني نظرات کارشناسي درباره حوادث اعلام ميکند. شما بررسي کرديد، چرا اين حادثه در اين هجم اتفاق افتاده؟
ببينيد اين ساختمان در سال 83 بخشهايي از آن تخريب ميشود. بعد تعطيل ميشود، منتظر بودند تا بحث هاي قضايياش حل شود تا کاملا تخريب کنند. پيشتر هم بخش هايي از آن آسيب ديده بوده. اين را بايد متخصصان امر بررسي کنند.
خود آتش نشاني در اين زمينه نظري ندارد؟
ببينيد اين در سطح آتشنشاني نيست، بحث مهندسي است. سازمان آتش نشاني هم کمک ميگيرد. حالا چون کارشناسان دادگستري بررسي کردند، ما نظر آنها را ميپذيريم.
تنها من يک مورد را بگويم. اين آوار تا به حال در ايران سابقه نداشته است و حتي در بمبارانها، بمبگذاري ها و.. يک چنين آواري را ما نديديم. ولي از نظر من، واقعا يک افتخاري بود که سازمان آتش نشاني و ديگر کساني که اينجا بودند، توانستند اين آوار را بردارند و جمع و جور کنند. ببينيد اين ساختمان آنقدر سرعت تخريبش شديد بوده، که حتي يک نفر نتوانسته از آن خارج شود. حتي در زلزله آنقدر زمان هست که بعضيها بتوانند فرار کنند، از ساختمان خارج شوند يا پناه بگيرند. در اين ساختمان، همه طبقه دقيقا مثل کتاب روي هم افتادند، چون جنس ساختمان هم محکم بوده، دقيقا مثل صفحات کتاب روي هم چسبيده. اين بندگان خدا لاي اينها ماندند.
بيشتر اينها در مرکز ساختمان بودند، ضمن اين که شب هم نبوده که بگوييم اينها خواب بودند. با اين حال آنقدر سرعت تخريب زياد بوده که هيچ کس نتوانسته فرار کند.
این گزارش برگرفته از سایت تابناک است